خرید بک لینک

به نظر من وجود مرز برای شناخت تفاوتهاست نه نقطه ای برای نمایان کردن تضادها.

مرز هر روی داد پایان همان پدیده و آغاز روی دادی دیگر است !

فاصله ای نیست ؛ پایان تاریکی آغاز روشنایی است و اگر تاریکی نبود روشنایی مفهومی نداشت.

مرزها برای تقسیم گروه های بزرگ به دسته های کوچکتر برای خدمت رسانی آسان تر است.

تفاوت ها برای نزدیکی بیشتر است، همچون قطب های متفاوت آهنربا که همدیگر را جذب میکنند.

تقسیم انسانها به دوست و دشمن ، مومن و کافر ، خودی و غیرخودی ؛ تفاوتهای آشکار میان مردم را به تضادی نامفهوم و مخرب تبدیل می کند.

واژه هایی همچون " عدالت و برابری " بهانه و دست آویزی شده است برای ایجاد تضاد در تفاوت آشکاری که میان انسانها وجود دارد.

به نظر من " عدالت " یافتن تناسب منطقی در همسویی تفاوتهاست.

عدالت همانندی یا یکسانی دو پدیده نیست، بلکه برقراری تعادل در دو پدیده متفاوت است.

عدالت اجتماعی ، برخورداری تمام انسانها و موجودات از حق خودشان برای حفظ تفاوتشان با دیگران است !

هدف از برقرای عدالت به تفاهم رساندن تفاوتهاست و پرهیز از ایجاد تضاد در تفاوتهایی که وجودش ضرورت بقای حیات تمام موجودات است.

. . .

باید بدانیم مرز میان حق و باطل مطلق نیست و یک برآورد نسبی و مقایسه ای است ؛ نسبت دادن یکطرف به حق، بستگی به سمتی دارد که ما قرار داریم و از آنسو به تفاوت میان دو رویداد (حق و باطل) نگاه میکنیم.

برای مثال :

وقتی دو نفر در یک موضوع اختلاف نظر دارند هر کس عقیده ی خود را حق و عقیده ی دیگری را باطل می داند.

ما برای حفظ خودمان و خدمت رساتی بهتر به دیگران مرز ایجاد میکنیم و باید حواسمان باشد که این مرزها بهانه ای برای جدال با دیگران نباشد.

م.ماهرانی

برچسب: نویسنده: نیکان رحیمی تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 18:06

صفحه بندی