بهتر است بگویم : ما ویران شدیم . . . !
ما نسلی هستیم که در نوجوانی در پیروزی انقلاب کشوری که در آن متولد شدیم نقش داشتیم .
انقلابی که هنوز برای رسیدن به اهدافی که بخاطرش تلاش کردیم راه دوری دارد.
در همان نوجوانی در جنگ شرکت کردیم ( یا در باوری از کشورمان دفاع کردیم ) ؛
هنوز هم در ستیزیم با باورهای غلطی که داشتیم و جایگاهی که امروز به آن رسیده ایم .
امروز فرزندان ما به باورهای ما می خندند و ما محکومیم، چون فرزندانمان گمان می کنند اگر ما شرایط را تغییر نداده بودیم آنها روزگار بهتری داشتند.
تغییر شرایط کار دشواری است ، اما رسیدن به شرایط خوب دشوارتر است و به تلاش همه برای شکل گیری آینده نیاز دارد .
انقلاب مانند صید ماهی است ، تا به دست نیاید نمی دانی چیست . . . در بیشتر مواقع تلاش می کنی و جانت را برای این پیروزی از دست می دهی، ولی کسانی که هیچ نقشی در این پیروزی نداشته اند ( گاهی هم تو را مسخره می کردند )، امروز به سفره ای رسیده اند که انگار خودشان گسترده اند و مانند جانشان برایشان عزیز است . . . ! ! !
م.ماهرانی
. . .نام نوشته بر گرفته از کتاب احمد بیگدلی
. . . ویرایش مجدد بدلیل نگارش بد همراه با عذر خواهی ! !
برچسب: من ویران شدم,
نویسنده: نیکان رحیمی